عبد الجليل قزوينى رازى

590

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

روند به زيارت پارهء اندام مصطفى ، نايب و فرزند مرتضى ، جگرگوشهء زهرا ، علىّ بن موسى الرّضا ؛ بر ايشان عار باشد . . . ! و خواجه ناصبى بتشنيع ياد كند ، خداى كفايت است روز قيامت در آن موقف محاسبه . اما آنچه گفته است : « گويند : زيارت رضا مقابل « 1 » هفتاد حجّ است » اى سنّى لقب نامنصف نه خبر « 2 » عايشهء صدّيقه روايت كرده است ! ؟ قبول بايد كردن كه بر آن سنّى غرامت باشد بسى كه قول صدّيقه بنت الصّدّيق ردّ كند امّا پندارى براى آن نامقبولست كه در حقّ رضاست پسر علىّ مرتضى ، پس خبر حقّست و عايشه راستگوى ، و ناصبى جاحد ، و زيارت را ثواب هفتاد حجّ سنّت حاصل ؛ بقول مصطفى ، و هزار زيارت رضا بيك حجّ واجب درنگيرند « 3 » امّا هزار حجّ واجب بىمحبّت رضا و مرتضى بسنّتى قبول نكنند چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفته است « 4 » : لو أنّ عبدا عبد اللّه بين الصّفا و المروة ألف عام ثمّ ألف عام ثمّ ألف عام حتّى يصير كالشّنّ البالى ثمّ لم يدرك محبّتنا أهل البيت أكبّه اللّه على منخريه فى النّار ثمّ تلا قوله تعالى : قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى « 5 » و چنان كه شاعر گفته است : گر طاعتهاى ثقلين جمله تو دارى * و اندر دلت از بغض على نيم سپندان فردا كه برآرند حساب همه عالم * همراه تو باشد بره هاويه هامان اينست مذهب طايفهء محقّه كه گفته شد ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت چهل و هفتم - رافضى روز عاشورا خاك بر سر كند از دست كردهء پدران خود رافضيان سلف در كوفه ، چنان كه گفتيم حسين را بنامه بخواندند آنگه بكشتند ، و علماء بد ايشان بر ديرى « 6 » شوند و مقتل بدروغ و راست لختى مىگويند و تشنيع بر خود و اسلاف خود مىزنند و لختى منكرها مىكنند

--> ( 1 ) - ع م ب ن : « مقابلهء » ح د : « بهفتاد حج مقابل است » . ( 2 ) - ن ح د : « آخر اين خبر نه » . ( 3 ) - ب م ن : « برنگيرند » ح د : « برابر نباشد » . ( 4 ) - براى تحقيق در اين حديث رجوع شود بتعليقهء 212 . ( 5 ) - از آيهء 23 سورهء مباركهء شورى . ( 6 ) - ح د : « و علماى ايشان در ديرى » .